تبليغاتX
Blog's Down

Blog's Down

آزاد شد!

وبم بالاخره آزاد شد!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 3:0  توسط امین  | 

اعضای بدن انسان برای غذا

خواهشا اگه فکر می کنی ممکنه حالت به هم بخوره، به ادامه مطلب نرو...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 13:31  توسط امین  | 

عکس ماه



متنشو بیخیال شماره 12 رقمیش منو کشته  !!!!


بقیشو حتما بریدو نیگا کنین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 19:4  توسط امین  | 

چن تا جوک!

یه روز یه ترکه،
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
با چند تا از دوستاش با ارتش حکومت مرکزی درافتاد!
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ،
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم .. .

 

یه روز یه رشتیه - اتفاقاً آخوند هم بود .. ! -
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
...اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

یه روز یه لره بود، به اسم شاپور بختیار؛
جونش رو برای عقایدش از دست داد،
با او نامهربانی کردیم، تا اینکه در مأمن و آسایشگاه دور از وطن، سرش رو بریدند ...

 

یه روز ما همه با هم بودیم .. ،
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،
و اینجوری شادیم .. ؛
خیلی خوش می گذره .. !
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 22:44  توسط امین  | 

Break message

‌Cuz of log preparing,coming soon till four days

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 19:41  توسط امین  |